عجب شور و نوایی دارد این دل
منای بی صفایی دارد این دل
ز بعد آن اهانت ها به احمد
رسول مهربانی ها محمد
ز سامرا صدای ناله آید
حدیث کین چند صد ساله آید
چو دست و پای خادم را ببستند
حریم حرمت دین را شکستند
خمیده قامتی با چشم کم سو
بگفتا: ای خدا آن گنبدم کو؟
همانی که رفیق غصه ام بود
گشاینده به قفل بسته ام بود
کبوتر های آن گنبد پریشان
چه شد صحن و سرای آن غریبان؟
امام عسگری را تسلیت گو
علی هادی النقی را تعزیت گو
بیا مهدی که صبر دل سر آمد
بگو دیگر جفا را آخر آمد
ببین آقا که دلها غرق خون شد
ضریح و گنبد بابا نگون شد
دل "عاشق" ازاین غم خون بگرید
فرات و دجله و کارون بگرید
اگه نقصی و اشکالی در نوشته های اینجانب است بر من ببخشید. چون فرصتی برای ویرایش نداشتم
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1384 ساعت 10:4 قبل از ظهر توسط محمود . ف
|