وقتي ازت بي خبرم. دلم عجيب شور ميزنه
نفس واسه رفت و اومد زار ميزنه زور ميزنه
وقتي ازت بي خبرم . تو شهر دل برو بياست
دلواپسي و انتظار. آخ که چه محشري بپاست
وقتي ازت بي خبرم .خون مياد از چشماي تن
دل ميگه: غم رو بگيرين . بريده دست و پاي من
وقتي ازت بي خبرم . شادي ميره غصه مياد
بيچاره دل هر چي به غم داد ميزنه: بسه. مياد
وقتي ازت بي خبرم. همه به دل نيش ميزنند
ميگن که حقت همينه. به جونش آتيش ميزنند
وقتي ازت بي خبرم . اسير عقل و منطقم
بگم چي دربارت ميگن ؟؟ بهتره که بهت نگم
وقتي ازت بي خبرم . نيش و کنايه ميشنوم
ميخوام بخوابم تا ابد . زبس گلايه ميشنوم
وقتي ازت بي خبرم . حسودا دورم مي گيرن
خدا کنه يا تو بياي .... يا بميرم.... يا بميرن
وقتي ازت بي خبرم. فکراي بد بد مي کنم
ولي به ياري دلم . همشونو رد مي کنم
وقتي ازت بي خبرم . خواب به چشام نميشينه
روز و شبم يکي شده . چشام ديگه نمي بينه
وقتي ازت بي خبرم . يه حس مياد مثل خوره
چيزي ازم نميزاره . جسم و دلم رو ميخوره
وقتي ازت بي خبرم . دنيا برام جهنمه
از اين قبيل نوشته ها . هر چي بگم بازم کمه
وقتي ازت بي خبرم . خالي ميشه دور و برم
چکار کنم؟ کجا برم؟ . وقتي ازت بي خبرم
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384 ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط محمود . ف
|