سلام دوستان خوب و بزرگوار....عید تون مبارک 
از این به بعد تصمیم دارم کسالتم رو بهونه دیر اومدنم قرار
ندم (( باهاش بسازم تا باهام بسازه هرچه بادا باد...))
این شعر رو به سفارش یکی از دوستان نوشتم
" ....تقدیم به تو که عاشقانه دوستت داشتم و تا ابد خواهم
داشت....هرچند از اعماق نگاهم قداست عشقم را نخوندی و مرز
بین عشق و شهوت را در چشمان منتظرم ندیدی و زورق عشقی که
در امواج خروشان اقیانوس زلال چشمانم به سویت شناور بود را
سفینه هوس خواندی...افسوووووووووس...."

آ خدا دو باره این دل مست اون کهنه شرابه
آ خدا ... ناله قلبم ا ز سر زخم ربا به
آخدا ... دل من امشب ز غم و غصه کبابه
دنیا با ناز و اداهاش واسه من یه ساده قابه
آخدا ... باز اومدم من می دونم خیلی بدم من
یاد تو وقتی می افتم که به دل رنج و عذابه
آخدا ... گرفتارم من می دونی دوسش دارم من
می دونی که زنده بودن بی خیال او عذابه
آ خدا ... شیشه عمرم عاشق اون دل سنگه
چه کنم ؟ که عمر دل هم رفتنی تر از حبابه
آخدا ... دنیا واسه من مث زندون یه عذابه
نفسم برای رفتن بد جوری پا به رکابه
آخدا ... ببین که یارم گره انداخته به کارم
میگه : دل دادن و بردن گناهش عین ثواب
آخدا ... واسم نوشته : " با تو بودن یه بهشته
توی دوزخم که باشم یاد تو رفع عذابه
آخدا ... دارم میمیرم من دارم آتیش میگیرم
کاش بیاد او دم مرگم که برام شهد و شرابه
آخدا ... رفته ز پیشم اونکه با "رخ" برده کیشم
شاه بی اسب و وزیرم مرغ دل خونه خرابه
آخدا ... بازم نوشته که پا رو دلش گذاشته
می دونه رسیدن ما قصه " هاون و آبه "
آخدا ... همه امیدم دیدن اون توی خوابه
چند شبه که آرزوهام مث " نقاشی بر آبه "
آخدا ... دلم برای پر زدن در تب و تابه
سرخی چشم من امشب نشون از دلی مذابه
آخدا ... ته نگاهش یه چیزی عین سرابه
لحظه های عاشقی هم پیش چشم او شهابه
آخدا ... آه دل من رو سرم مثل سحابه
گم شده گنج امیدم توی این دل خرابه
آ خدا ... اول عشقی به خد ا آ خر عشقی
عین و شین وقاف عشقی غیر تو همش سرابه
آخدا ... بر روی قبرم حک شده آخر صبرم
اشکای چشم خمارش شستنی تر از گلابه
آخدا ... پناه او شو همه جا همراه او شو
توی این کویر عشقی که سراپا چو سرابه
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385 ساعت 3:55 بعد از ظهر توسط محمود . ف
|